روزنوشته شماره ۲ | از سر بی‌خوابی

فردی بی‌خواب نشسته بر روی تخت

ساعت ۵:۲۲ دقیقه است و از روی بی‌خوابی تصمیم گرفتم کمی در اینجا بنویسم. بعضی‌اوقات که با خودم صحبت می‌کنم، تأکید می‌کنم که رسیدی پای لپ‌تاپ حتماً در وبلاگت چیزی بنویس بالاخره هر نوشته‌ای خودش نقطه شروعی برای نوشته‌های بعدی می‌شه و اگر حرفی چند بار در وبلاگت نوشتی و تو ذهنت هم تکرارش می‌کنی که دغدغه زندگی هست دیگه.

تمام کردن دانشگاه

این روزها بیشتر از همه چیز به تمام‌شدن دانشگاه فکر می‌کنم تا بعد از آن به سربازی بروم و بعد از آن وارد بازار کار بشوم.

ترم بعد که آخرین مرحله دانشگاه و مقطع کارشناسی منِ، تنها درس مفیدی که دارم داده‌کاوی که بیشتر در مورد الگوریتم‌هایی یادگیری ماشین و هوش مصنوعی استاد قرار صحبت کنِ.

این ترم همه تلاشم باید بکنم تا دانشگاه را به اتمام برسانم؛ واقعاً هم نتوانستنم از درس و دانشگاه چیزی یاد بگیرم البته شاید دلیلش خودم هستم که هیچ علاقه‌ای هم به این‌گونه درس‌خواندن نداشتم و صرفاً به فکر تمام‌کردن هر مقطع تحصیلی و رفتن به مقطع بعدی بودم.

رفتن به سربازی

بیشتر فکرم به این که در بهمن دفترچه پست کنم و اسفند سرباز باشم. دوستانم که سرباز بودن می‌گفتند که اسفند و فروردین دوره طلایی به‌جای ۶۰ روز خیلی کمتر مثلاً ۴۵ روز آموزشی داری حالا امسال ماه رمضان هم هست و آسان‌تر به سرباز می‌گیرن. حالا اگر در بهمن به هر دلیلی نشد که فارغ‌التحصیل کنم خود از دانشگاه باید یک سال این کار به عقب بیندازم؛ یعنی اسفند ۱۴۰۴.

علاقه‌مندی من برابر است با یادگیری

یادگیری یکی از علاقه‌های منِ البته خودم هم قبل از اینکه با متمم آشنا بشوم، نمی‌دانستم. وقتی که مطلب جدیدی یاد می‌گیرم و بعد از مدتی متوجه می‌شوم به‌خاطر آن نکته‌ای که در یکی از ابزارهای یادگیری مانند کتاب و متمم خوانده‌ام توانسته‌ام دستاوردی داشته باشم ازته‌دل خوش‌حال می‌شوم و جونی به جون‌های من اضافه می‌شود.

متمم خوانی

در متمم خودم را با درس مدیریت زمان سرگرم کردم تا ببینم بقیه زندگی‌ام چه می‌شود. متمم خوانی بیشتر از روی علاقه است. ولی در آینده نه‌چندان دوره MBA را شروع می‌کنم. البته این دوری در ذهن من با شما متفاوت است.

درس‌های دیگری که در متمم می‌خوانم: عادت‌های کوچک زندگی من

زبان

زبان یکی از پرچالش‌ترین کارهای زندگی من بوده هر بار که یادگیری‌اش را که شروع کردم؛ چون تأثیری در خواندن، نوشتن و صحبت‌کردن ندیدم خیلی زود از همان سمتی که وارد عادت‌هایم شد خارج شد؛ اما این دفعه خیلی بهتر پیش رفتم و بیشتر مشکلاتی که داشتم را پیدا کردم این مشکلات اغلب از کمال‌طلبی بود و چند مورد دیگر:

  • تأکید زیاد بر روی یادگیری کلمه به‌جای مفهوم کلی جمله‌ها
  • یادگیری کلمات پرت و غیرمرتبط با مطالعاتم یا زندگی
  • فقط به دنبال منابع جدید گشتن و امتحان‌کردن همه آن‌ها
  • تسلط نداشتن به صدای حروف

کتاب

کتاب‌های زیر هم همه رو با هم دارم مطالعه می‌کنم هر روزی حس حال یکی از این کتاب‌ها هست.

  1. خورد و خوراک دیکتاتورها – ویتولد شابوفسکی – مترجم: مسعود یوسف حصیرچین – گمان
  2. هزار و نهصد و هشتاد و چهار – جورج اورول – مترجم: حمیدرضا بلوچ – مجید
  3. پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده – محمدرضا شعبانعلی – روزنوشته‌های محمد‌رضا شعبانعلی
  4. آنچه که یک متخصص SEO باید بداند – نیما جعفری – دیباگران تهران
  5. رونالد ریگان – دیوید برن – مترجم سعید کلاتی – ثالث
  6. تاریخ ایران باستان – جمعی از نویسندگان – سایان
  7. یادگیری ماشین و علم داده – میلاد وزان – معاد اندیش

آیا این نوشته خوب بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − شش =