کتاب قلعه حیوانات

کتاب قلعه حیوانات

فکر کنم اولین کتابی که غیر از کتاب‌های درسی خواندم کتاب قلعه حیوانات بود که دادشم در سن حدودا ۱۵ سالگی به من هدیه داد.

قلعه حیوانات را چهار باری خواندم و هر بار برایم داستانی شیرین و خوش‌حال کننده است.

الان که کتاب‌های بیشتری دیدم؛ ولی هنوز مطالعه آن‌ها را شروع نکردم. متوجه این موضوع شدم که اگر به‌جای قلعه حیوانات کتاب‌های مارکسیسم‌ها و کمونیست‌ها را هدیه گرفته بودم چقدر مدل ذهنی من متفاوت‌تر از آلان بود.

این جمله به‌خوبی نشان می‌دهد که بعضی از انسان‌ها چطور در برابر یادگیری مقاومت می‌کنند و صرفاً به آموزه‌های قبلی خود پایبند می‌مانند: “سگ‌ها خواندن را به‌نسبه خوب یادگرفتند، اما به جز احکام هفت‌گانه، مایل به خواندن و مطالعه هیچ چیز دیگری نبودند.”

این بخش از کتاب هم که بسیار آشناست: “چهار تول خوبی پرواری که در صف جلو بودند به علامت اعتراض با هم بلند شدند و با هم شروع به صحبت کردند. ولی ناگهان سگ‌ها که دور ناپلئون بودند غرشی تهدید آمیز کردند و خوک‌ها را ساکت بر سرجایشان نشاندند. و سپس بع‌بع چهار پا خوب دوپا بدگوسفندان بلند شد و در حدود ربع ساعت با صدای رسا ادامه پیدا کرد و به‌هر بحث احتمالی خاتمه داد.”

باکسر حیوانی ساده و نجیب است که برای حل هر مشکل یک راه‌حل بیشتر ندارد: من بیشتر کار خواهم کرد.

خوش‌حالم که این کتاب را هدیه گرفتم.❤️

آیا این نوشته خوب بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 5 =