اولین نوشته وبلاگ

شروع به کوه نوردی در مسیر زندگی

مدت‌ها بود که نوشتن را با خودکار و بر روی کاغذ شروع کرده بودم. این نوشته‌ها شامل دسته‌بندی‌های مختلفی بود از خلاصه‌نویسی، نوشتن کارهای روزمره، نوشتن برای فراموشی و چیزهای دیگری که لازم می‌دانستم بنویسم (خیلی چیزها هم لازم بود؛ اما حوصله نوشتن نبود). وقتی دیدم که دوستانم چه در کانال‌های تلگرامی یا وبلاگ‌های خود مطالبی را می‌نویسند، منم هم علاقه پیدا کردم که نوشتن را به‌صورت عمومی شروع کنم.

چرا وبلاگ نویسی را شروع کردم؟

وبلاگ‌نویسی چند مزیت دارد که دوست داشتم من هم از این مزیت‌ها استفاده کنم. می‌توانم خودم را به دوستانی از سراسر جهان معرفی کنم و خودم را محدود به مدرسه، دانشگاه، کوچه یا خیابان محله خودمان نکنم. شاید با خود بگویید شبکه‌های اجتماعی که برای این کار خیلی بهتر است، تنها کافی است که یکی را دنبال کنی و سیستم‌های توصیه‌گر این برنامه‌ها افراد دیگر را یکی پس از دیگری به شما معرفی کند و بعد از آن پیامی ردوبدل کنید و دوستی شما شروع شود.

اما در ذهن من یک تفاوت پررنگ‌تر بین کاربران شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها وجود دارد کاربران اینستاگرام ممکن از نشناخته و ندانسته با شما دوست یا دشمن شوند (این اتفاق برای من هم پیش‌آمده)، اما کاربران وبلاگ وقت بیشتری برای شما صرف می‌کنند یا ممکن است در همان لحظات اول از صفحه شما خوششان نیاید و وبلاگ شما را بسته و پی وبلاگ دیگری بروند؛ اما نکته مهم این است که برای شما وقت می‌گذارند و کلی از تجربیات شما ممکن است استفاده کنند شاید هم در ذهن خود، دوستی و صمیمیتی ایجاد شده باشد که این دوستی با صبر حوصله ایجاد شده و نوع این دوستی افراد بیشتر به شبکه‌سازی و حمایت اجتماعی یکدیگر (خواسته یا ناخواسته ولی کاربران وبلاگ این‌طور هستند) نزدیک‌تر است.

بیشاپور کازرون، فارس بهار ۱۴۰۳
بیشاپور کازرون، فارس بهار ۱۴۰۳

کمی درباره خودم

من، سبحان فتوح‌آبادی، متولد ۱۳۸۱ از شیراز هستم. به عنوان یکی از اعضای متمم، علاقه زیادی به یادگیری و ورزش دارم. در حال حاضر، در رشته نرم‌افزار کامپیوتر در دانشگاه باهنر شیراز تحصیل می‌کنم.

متمم

فکر می‌کنم زمانی (۷۹۰ روز پیش) متمم را پیدا کردم که کتاب برنامه‌ریزی به روش بولت ژورنال را مطالعه می‌کردم و مدیریت زمان را در گوگل جست‌وجو کردم و وب‌سایت متمم را دیدم و به نظرم آشنا آمد، آن زمان نوشته‌های محمدامین جنت‌خواه را می‌خواندم و اسم از آنجا در ذهنم مانده بود و در این جست‌وجو اتفاقی تا آخر عمر اسم متمم و آقای معلم در ذهن من می‌ماند.

درس و تحصیل

هنرستان رشته کامپیوتر نرم‌افزار درس خواندم و چیزی خاصی یاد نگرفتم. کاردانی ناپیوسته نرم‌افزار کامپیوتر درس خواندم چیز خاصی نتوانستم یادگیرم، البته این روند چیز خاصی یادنگرفتن من در دوره‌های قبلی تحصیلی هم حتی نتوانست جلوی ادامه تحصیل من را بگیرد و الان هم در آخرهای تمام‌کردن درس و دانشگاه هستم (مدل ذهنی تمام‌کردن که بعداً درباره‌اش می‌نویسم). تفاوتی که در دوره کارشناسی برای من وجود داشت و باعث تغییر در من شد مهارت یادگیری بود که در هر کلاس حداقل به‌اندازه کمی هم مطلب یاد گرفتم که بعداً بدرد می‌خورد.

ورزش

ورزش چه حرفه‌ای چه برای سلامتی همیشه در کارهای روزانه من جای خودش را داشته است از بدنسازی، صخره‌نوردی، سالن فوتبال رفتن، پیاده‌روی، شنا، دره نوردی، کوه‌پیمایی و خلاصه هر موقع جایی برای ورزش باشد من هم هستم.

آیا این نوشته خوب بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =

‫2 نظر

  • Haji

    به به چقدر عالی لذت بردم

    1403-04-09 در 20:12
    • سبحان فتوح آبادی

      اولین کامنت هم به نام خودت خورد ممد

      1403-04-09 در 20:14